تبلیغات
گودرز صادقی (Goudarz Sadeghi)
     
   
به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی هشجین خوش آمدید      امروز 
آرشیو موضوعی
 
پیوندها
خط خطی ها
دکتر کیمیا ملکی
پرتال جامع موبایل
دکتر کاظم کوهی
انجمن وبلاگ نویسان اردبیل
اسامی و ساختمان داروها
بهمن نامه
مؤسسه رؤیای دانش
دانشگاه تهران
دانشگاه ارومیه
دانشگاه اوترخت هلند
برادرم - وحید صادقی
خواهرم - فاطمه صادقی
خواهرم - زهرا صادقی
هیاهوی خاموش
 
امكانات
 
بی ریخت ترین جوان دنیا
موضوع مطلب : دوستان  ، گالری  ،
اشتباه نکنید، اینجا جبهه نیست ولی دست کمی از آن ندارد. گمرک سرو در 50 کیلومتری غرب ارومیه در مرز بین ایران و ترکیه است حدود یک ربع قرن پیش که هنوز ناامن بود و ما از جهاد دانشگاهی فقط برای بازدید رفته بودیم. از چپ به راست: دکتر مجید قدوسی، خودم، دکتر سعید جمعه زاده، آقای محمدی (برادر دکتر غلامرضا محمدی) و دکتر محمدرضا جباری. من با شلوار گشاد، پیراهن آبی رنگ ناسازگار با اورکت کره ای، صورت کشیده استخوانی و چهره ای ژولیده بدترکیب ترین عضو این هیأت بلندپایه (!) بودم. خودم هم اعتراف میکنم که پیری با من سازگارتر بوده است.
جمعه 13 اسفند 1389 | نظرات()
مهم نیست دوستی یا دشمن، با من ای آشنا سخن بگو
موضوع مطلب : عبرت ها  ،

هر از گاهی در میان پیامهایی که از طریق این تارنما به من فرستاده میشود کسی به نام آشنا با من سخن میگوید. سخن او از دلسوزی، کینه، دوستی، دشمنی، نصیحت، ترساندن و خیلی چیزهای متناقض دیگر آکنده است. درست است که در قیاس با پیامهایی که نوید دوستی و تحسین میدهند تعداد پیامهایی از این دست بسیار اندک است ولی... من این پیامهای متناقض این دوست دشمن کینه جوی مهربان حسود دلسوز ناصح را بیشتر جدی میگیرم. ایکاش بیشتر میگفت، صریحتر حرف میزد و مستقیم میرفت سر اصل مطلب. من امروز به او بیشتر نیاز دارم... بیشتر از هر کس دیگری

پنجشنبه 12 اسفند 1389 | نظرات()
دسته بندی آدم ها از نگاه دکتر علی شریعتی
موضوع مطلب : لطایف الحیل  ، اجتماعیات  ،

دسته اول - آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند. عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم - آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند. مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم - آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند. آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم - آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند. شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

جمعه 15 بهمن 1389 | نظرات()
ببار تا بهار نمیرد
موضوع مطلب : شاعرانه  ،

از آن هنگام که به این آشیانه کوچیده بودم، در نبود باران اندوهگین بوده ام. خسته بودم و امیدم بریده بود تا آن روز که باران آمد. بارید و غبار از تن خسته و روان شکسته ام ربود. همچون همیشه زیبا بود و پاک. باران آمد و باغ دلم را شکوفه باران کرد. اکنون که خود را بر پنجره ام میکوبد میخواهم سرم را بیرون آورم تا رنج راه را از رخسارم بشوید. باران من! ایکاش همیشه میماندی تا همه فصلهای زندگیم را بهارانه میکردی! بمان که بی تو خزان از راه میرسد و من از فسردگی خزان گریزانم.

پنجشنبه 25 آذر 1389 | نظرات()
بیگانه با قلب خویشتن
موضوع مطلب : شاعرانه  ،

من سالها با قلــــب خود بیگانه بـودم                بیگانه با شمع و گل و پروانه بـــودم

دلدادگی را قصــــــــه و پندار خوانـدم                من عاشقی را از خودم رندانه راندم

احساس گــــرمت در نگاهم کودکانـه                اشعار پر احساس تو، گویـی فسانه

من ناامیــــــدت کردم و رفتی ز کویـم                ایکاش میشد بازگردی، باز سویــــم

پیچیدی از آن کوچه و رفتی به راهـت                من ماندم و قلبی که میگریــد برایت

با رفتنت یک قلب شاکی وای خوانده                برگرد برگرد، این امانت جای  مانــده

آیا شود بار دگر عاشــــق شد و مرد؟               آیا شود دل از نگار نازنین بــــــــــرد؟

آیا برای عاشقی یک فرصتی هست؟               پیـــــمان نو را میتوان بار دگر بست؟

یکشنبه 14 آذر 1389 | نظرات()
تعداد صفحات : 34 ‌
[ ... | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | ... | ]
مطالب گذشته

دامپروری در خدمت استکبار جهانی - نوشته: گودرز صادقی
گلستان سعدی: بهترین هدیه ای که امسال گرفته ام ==== نوشته: گودرز صادقی
خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی
پفیوزی به نام "علص" - نوشته گودرز صادقی
مردان فاسد - زنان فاسد ، نوشته: گودرز صادقی
به یاد دکتر مجید خدابخش، استاندار راستگو و تمام وقت اردبیل - نوشته گودرز صادقی
ما ایرانی های دلال – نوشته گودرز صادقی
شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی
هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری
آگهی بازرگانی: دوره یک ساله آمادگی دانشگاه و زبان انگلیسی در هلند
درگذشت یکی از بهترین دوستان
زن برنارد و شوهر گلنار - نوشته گودرز صادقی
پیامی از یک دوست
بد دردی است تنهایی در پیری - نوشته گودرز صادقی
جایگاه ویژه احترام در مثلث پایداری رابطه - نوشته گودرز صادقی
یک تابلو به یاد ماندنی
سخنان کوتاه از گودرز صادقی - بخش اول
بازگشت دوباره به وبلاگ نویسی
مصاحبه منتشر نشده: جامعه ای که در آن دانشمندان شجاعت ابراز عقیده نداشته باشند محکوم به نابودی است.
تو را سوگند به روزهای با هم بودن

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرز صادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

آرشیو ماهانه
شهریور 1397
مرداد 1397
تیر 1397
خرداد 1397
دی 1392
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
 
نظر سنجی
+ تو کیستی؟
-
-
-
-
-
 
پیوندهای روزانه
فقط عکس طبیعت
تحصیل در دانشگاه نلسون ماندلا
یکسال تحصیل در هلند = اجازه اقامت
کلمات فارسی در زبان انگلیسی
مخزن المعارف و اللطائف
اسلام در افسانه های مردم ایغور

همه پیوندهای روزانه
 
تبلیغات