تبلیغات
گودرز صادقی (Goudarz Sadeghi)
     
   
به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی هشجین خوش آمدید      امروز 
آرشیو موضوعی/td>
 
پیوندها
خط خطی ها
دکتر کیمیا ملکی
پرتال جامع موبایل
دکتر کاظم کوهی
انجمن وبلاگ نویسان اردبیل
اسامی و ساختمان داروها
بهمن نامه
مؤسسه رؤیای دانش
دانشگاه تهران
دانشگاه ارومیه
دانشگاه اوترخت هلند
برادرم - وحید صادقی
خواهرم - فاطمه صادقی
خواهرم - زهرا صادقی
هیاهوی خاموش
 
امكانات
 
مصاحبه منتشر نشده: جامعه ای که در آن دانشمندان شجاعت ابراز عقیده نداشته باشند محکوم به نابودی است.
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
http://www.sharefile.ir/uploads/1388991912.jpg

 گفته میشود که دانشگاهها تحت تأثیر نهادهای خارج از آن قرار دارند. نظر شما در این مورد چیست و اگر این اعتقاد درست باشد تبعات آن چگونه خواهد بود؟

من چون به جز کار علمی و آموزشی در هشت سال گذشته نقش دیگری در دانشگاه نداشتم طبیعتاً در جریان روند امور اجرائی دانشگاهها نیستم و اگر هم چیزی در این مورد بگویم در حد شنیده هاست. در هر حال اگر خدای نکرده اینگونه باشد که میفرمایید باید عرض کنم که اعمال نفوذ و نظر نهادهای خارج از دانشگاه در امور مربوطه میتواند فاجعه بزرگی باشد. در کشورهای پیشرفته دانشگاهها از استقلال کامل برخوردار و تابع قوانین و مقرراتی هستند که هیئت امنا یا شورای دانشگاه تدوین میکند. در اروپا گاهی به جای اصطلاح دانشگاههای دولتی (State University) از اصطلاح دانشگاه دارای بودجه دولتی (Stated-funded University) استفاده میشود. میگویند که رابطه دولت با دانشگاه در این مورد از باب وظیفه آن برای تأمین بودجه مراکز علمی است نه اینکه بتواند اعمال نفوذ و قدرتی بکند. انگار پسوند دولتی برای دانشگاههای که ما دولتی نامگذاری میکنیم توهین و اسائه ادب به ساحت دانشگاه است.

دانشگاه نهاد مقدسی است که سر و کارش با اهل علم است و نمیتوان آن را با اداره کل صنایع و محیط زیست و امثال آن مقایسه کرد. در فرهنگ اسلامی ما هم نهاد علم معمولاً خارج از دستور و دسترس حکومت قرار داشته که تجلی آن را در دولتی نبودن حوزه های علمیه میتوانید ببینید. حضرت امام خمینی (ره) هم توجه ویژه ای به دانشگاهها داشتند و همواره در فرمایشاتشان در مورد اصلاح جامعه در کنار حوزه، دانشگاه را یک رکن مهم به حساب می آوردند. البته این دو اصولاً نهاد واحدی هستند که در گذشته بینشان فاصله افتاده و گرنه شاید روزی برسد که این دو در هم ادغام بشوند، کما اینکه مدلهایی مانند دانشگاه امام صادق (ع) مدل موفقی از وحدت عملی حوزه و دانشگاه محسوب میشوند. خلاصه کلام اینکه اگر دانشگاه بازیچه قدرت و تحت تأثیر مراکز غیر علمی باشد باید فاتحه آن را خواند.

 

بعضی از اساتید از وجود فضای امنیتی در دانشگاهها و عدم امکان ابراز عقیده در دولتهای نهم و دهم گلایه میکنند. شما در این مورد چه توضیحی دارید؟

مقداری از این برداشت به خود افراد برمیگردد. خودسانسوری بلای بزرگی در جامعه ما و متأسفانه در بین قشر موسوم به نخبه ماست. به نظر من در بدترین شرایط هم امکان ادای دین وجود دارد. امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین هستند و کسی که اهل نماز و روزه است لابد اهل این دو نیز باید باشد مگر اینکه بخواهد به نرخ روز نان بخورد. کسی که از امر به معروف و نهی از منکر میگریزد نماز و روزه اش هم پایه قوی ندارد و چون هزینه بر نیستند به حکم عادت به جا می آورد. البته ممکن است شرایط به نحوی باشد که امکان ابراز نظر به شکل مطلوب وجود نداشته باشد ولی مراتب امر به معروف و نهی از منکر متفاوت هستند و گاهی نفرت از بدی در درون آدم خودش حکم نهی از منکر را دارد. با این حال، انتظار از علما و دانشمندان در بیان نظر و عقیده حق جامعه است. جامعه ای که در آن دانشمندان شجاعت ابراز عقیده نداشته باشند محکوم به نابودی است.

 

حالا به فرض اینکه فضای دانشگاه فضای امنیتی باشد. تأثیر آن در سطح کلان چه خواهد بود؟

تأثیرش این است که آدمها تحقیر میشوند و دانشگاه نه دانشمند بزرگ به جامعه تحویل میدهد، نه شاعر توانا، نه تحلیلگر دقیق، نه انقلابی و نه روشنفکر. من متأسفم بگویم که امروز در کشور چهره های شاخص در زمینه های ادبیات و فلسفه و علوم انسانی و نظایر آن یا نداریم یا خیلی کم داریم و اگر هم داشته باشیم در محاق هستند. یک زمانی اگر میپرسیدید شاعر ملی و مطرح ما در حال حاضر چه کسی است میگفتند ملک الشعرای بهار یا نیما یا بعدها در سالهای گذشته استاد شهریار. الان واقعاً مرد شماره یک شعر ما که هنوز به رحمت ایزدی نپیوسته باشد چه کسی است؟ به جای پروفسور هشترودی و در سطح پایینتر پروفسور حسابی الان ما چه کسی را بعنوان فرد یا افراد مطرح داریم؟ بعد از علامه طباطبائی آیا تفسیر قرآنی در حد تقسیر المیزان نوشته شده است؟ رمان نویس مطرحی داریم که با صادق هدایت و جلال آل احمد برابری بکند؟ اسلام شناس دانشگاهی (نه روحانی) که مانند شریعتی دلهای جوان را بلرزاند داریم؟

اینها به نظر من خطرناک هستند و هشدار دهنده. ضمن جلوگیری از بروز و حاکم شدن فضای امنیتی در محیطهای علمی و فرهنگی، باید زمینه های شانتاژ و انگ زدن بر علیه دانشمندان و هنرمندان و اهل فرهنگ و ادب را هم از بین برد. حالا معیشتشان در چه وضعی است با آن کاری ندارم چون خیلی از افراد تأثیر گذار در گذشته ایران و جهان الزاماً آدمهای مرفهی نبودند. منتها باید دقت کرد که شأن و منزلت تولید کنندگان علم و فرهنگ حفظ بشود. اگر از این امر مهم غفلت بشود تمدن ما به خطر می افتد یعنی تبدیل میشویم به ملتی که مصرف کننده علم و فرهنگ و ادب و هنر از دیگر تمدنهاست.

 

راهکاری در این مورد دارید؟ چه باید کرد؟

با شتاب نمیتوان در این مورد نظر داد. باید کار کرد روی موضوع و یک عزمی هم در بین مدیران ارشد کشور باشد که بدانند و بخواهند و کمک کنند. گام اول شاید در سپردن دانشگاهها به اهل فن و دانشمندان روشنفکری باشد که به جای حاکم کردن ارزشهای غیرعلمی و احیاناً ضد اسلامی اساتید و دانشجویان دانشگاهها را تکریم کنند. ما نیازمند یک وفاق جدی هستیم و همینطور ایجاد فضای گفتگوی آزاد در دانشگاهها. گام اول که درست برداشته شود یعنی احیای مدیریت علمی و تکیه بر خرد جمعی در دانشگاهها، آن موقع میتوان بقیه راه را پیمود. من ناامید نیستم و علیرغم سختی و طولانی بودن راه فکر میکنم وضعیت ما از آنچه که هستیم به مراتب بهتر خواهد شد. انشاالله. از حسن نظر شما هم بخاطر اینکه از بنده در این مورد نظر خواستید سپاسگزارم.

دانشگاه نهاد مقدسی است که سر و کارش با اهل علم است و نمیتوان آن را با اداره کل صنایع و محیط زیست و امثال آن مقایسه کرد. در فرهنگ اسلامی ما هم نهاد علم معمولاً خارج از دستور و دسترس حکومت قرار داشته که تجلی آن را در دولتی نبودن حوزه های علمیه میتوانید ببینید. حضرت امام خمینی (ره) هم توجه ویژه ای به دانشگاهها داشتند و همواره در فرمایشاتشان در مورد اصلاح جامعه در کنار حوزه، دانشگاه را یک رکن مهم به حساب می آوردند. البته این دو اصولاً نهاد واحدی هستند که در گذشته بینشان فاصله افتاده و گرنه شاید روزی برسد که این دو در هم ادغام بشوند، کما اینکه مدلهایی مانند دانشگاه امام صادق (ع) مدل موفقی از وحدت عملی حوزه و دانشگاه محسوب میشوند. خلاصه کلام اینکه اگر دانشگاه بازیچه قدرت و تحت تأثیر مراکز غیر علمی باشد باید فاتحه آن را خواند.

 

بعضی از اساتید از وجود فضای امنیتی در دانشگاهها و عدم امکان ابراز عقیده در دولتهای نهم و دهم گلایه میکنند. شما در این مورد چه توضیحی دارید؟

مقداری از این برداشت به خود افراد برمیگردد. خودسانسوری بلای بزرگی در جامعه ما و متأسفانه در بین قشر موسوم به نخبه ماست. به نظر من در بدترین شرایط هم امکان ادای دین وجود دارد. امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین هستند و کسی که اهل نماز و روزه است لابد اهل این دو نیز باید باشد مگر اینکه بخواهد به نرخ روز نان بخورد. کسی که از امر به معروف و نهی از منکر میگریزد نماز و روزه اش هم پایه قوی ندارد و چون هزینه بر نیستند به حکم عادت به جا می آورد. البته ممکن است شرایط به نحوی باشد که امکان ابراز نظر به شکل مطلوب وجود نداشته باشد ولی مراتب امر به معروف و نهی از منکر متفاوت هستند و گاهی نفرت از بدی در درون آدم خودش حکم نهی از منکر را دارد. با این حال، انتظار از علما و دانشمندان در بیان نظر و عقیده حق جامعه است. جامعه ای که در آن دانشمندان شجاعت ابراز عقیده نداشته باشند محکوم به نابودی است.

 

حالا به فرض اینکه فضای دانشگاه فضای امنیتی باشد. تأثیر آن در سطح کلان چه خواهد بود؟

تأثیرش این است که آدمها تحقیر میشوند و دانشگاه نه دانشمند بزرگ به جامعه تحویل میدهد، نه شاعر توانا، نه تحلیلگر دقیق، نه انقلابی و نه روشنفکر. من متأسفم بگویم که امروز در کشور چهره های شاخص در زمینه های ادبیات و فلسفه و علوم انسانی و نظایر آن یا نداریم یا خیلی کم داریم و اگر هم داشته باشیم در محاق هستند. یک زمانی اگر میپرسیدید شاعر ملی و مطرح ما در حال حاضر چه کسی است میگفتند ملک الشعرای بهار یا نیما یا بعدها در سالهای گذشته استاد شهریار. الان واقعاً مرد شماره یک شعر ما که هنوز به رحمت ایزدی نپیوسته باشد چه کسی است؟ به جای پروفسور هشترودی و در سطح پایینتر پروفسور حسابی الان ما چه کسی را بعنوان فرد یا افراد مطرح داریم؟ بعد از علامه طباطبائی آیا تفسیر قرآنی در حد تقسیر المیزان نوشته شده است؟ رمان نویس مطرحی داریم که با صادق هدایت و جلال آل احمد برابری بکند؟ اسلام شناس دانشگاهی (نه روحانی) که مانند شریعتی دلهای جوان را بلرزاند داریم؟

اینها به نظر من خطرناک هستند و هشدار دهنده. ضمن جلوگیری از بروز و حاکم شدن فضای امنیتی در محیطهای علمی و فرهنگی، باید زمینه های شانتاژ و انگ زدن بر علیه دانشمندان و هنرمندان و اهل فرهنگ و ادب را هم از بین برد. حالا معیشتشان در چه وضعی است با آن کاری ندارم چون خیلی از افراد تأثیر گذار در گذشته ایران و جهان الزاماً آدمهای مرفهی نبودند. منتها باید دقت کرد که شأن و منزلت تولید کنندگان علم و فرهنگ حفظ بشود. اگر از این امر مهم غفلت بشود تمدن ما به خطر می افتد یعنی تبدیل میشویم به ملتی که مصرف کننده علم و فرهنگ و ادب و هنر از دیگر تمدنهاست.

 

راهکاری در این مورد دارید؟ چه باید کرد؟

با شتاب نمیتوان در این مورد نظر داد. باید کار کرد روی موضوع و یک عزمی هم در بین مدیران ارشد کشور باشد که بدانند و بخواهند و کمک کنند. گام اول شاید در سپردن دانشگاهها به اهل فن و دانشمندان روشنفکری باشد که به جای حاکم کردن ارزشهای غیرعلمی و احیاناً ضد اسلامی اساتید و دانشجویان دانشگاهها را تکریم کنند. ما نیازمند یک وفاق جدی هستیم و همینطور ایجاد فضای گفتگوی آزاد در دانشگاهها. گام اول که درست برداشته شود یعنی احیای مدیریت علمی و تکیه بر خرد جمعی در دانشگاهها، آن موقع میتوان بقیه راه را پیمود. من ناامید نیستم و علیرغم سختی و طولانی بودن راه فکر میکنم وضعیت ما از آنچه که هستیم به مراتب بهتر خواهد شد. انشاالله. از حسن نظر شما هم بخاطر اینکه از بنده در این مورد نظر خواستید سپاسگزارم.

یکشنبه 15 دی 1392 | نظرات()
مطالب گذشته

شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی
هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری
آگهی بازرگانی: دوره یک ساله آمادگی دانشگاه و زبان انگلیسی در هلند
درگذشت یکی از بهترین دوستان
زن برنارد و شوهر گلنار - نوشته گودرز صادقی
پیامی از یک دوست
بد دردی است تنهایی در پیری - نوشته گودرز صادقی
جایگاه ویژه احترام در مثلث پایداری رابطه - نوشته گودرز صادقی
یک تابلو به یاد ماندنی
سخنان کوتاه از گودرز صادقی - بخش اول
بازگشت دوباره به وبلاگ نویسی
مصاحبه منتشر نشده: جامعه ای که در آن دانشمندان شجاعت ابراز عقیده نداشته باشند محکوم به نابودی است.
تو را سوگند به روزهای با هم بودن
من دزد دین و باور دیگران نیستم.
کاشکی یکبارگی نادان شدمی - عین القضات همدانی
دوستت دارم حتی اگر مرا با غیبت و تهمتت بیازاری
من همیشه به همان خاک بسته ام
صمد به خانه بخت میرود
بی ریخت ترین جوان دنیا
مهم نیست دوستی یا دشمن، با من ای آشنا سخن بگو

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرزصادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

آرشیو ماهانه
تیر 1397
خرداد 1397
دی 1392
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
 
نظر سنجی
+ چه احساسی نسبت به صاحب وبلاگ دارید؟
-
-
-
-
-
 
پیوندهای روزانه
فقط عکس طبیعت
تحصیل در دانشگاه نلسون ماندلا
یکسال تحصیل در هلند = اجازه اقامت
کلمات فارسی در زبان انگلیسی
مخزن المعارف و اللطائف
اسلام در افسانه های مردم ایغور

همه پیوندهای روزانه
 
تبلیغات

 

 

 

 
مصاحبه,منتشر,نشده,جامعه,ای,دانشمندان,شجاعت,ابراز,عقیده,نداشته,باشند,محکوم,نابودی,