به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی هشجین خوش آمدید      امروز 
آرشیو موضوعی
 
پیوندها
خط خطی ها
دکتر کیمیا ملکی
پرتال جامع موبایل
دکتر کاظم کوهی
انجمن وبلاگ نویسان اردبیل
اسامی و ساختمان داروها
بهمن نامه
مؤسسه رؤیای دانش
دانشگاه تهران
دانشگاه ارومیه
دانشگاه اوترخت هلند
برادرم - وحید صادقی
خواهرم - فاطمه صادقی
خواهرم - زهرا صادقی
هیاهوی خاموش
 
امكانات
 
پرچم دامپزشک ها از پرچم پزشک ها بالاتر است! نوشته: گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
اول: پیش یک متخصص گوش و حلق و بینی در اردبیل رفته بودم. شنیده بودم که به صورت گروهی (!) معاینه میکنند و واقعا وضع به همین روال بود. همزمان چهار مریض در داخل مطب! اعتراض کردم و به منشی گفتم که تا زمانی که بقیه خارج نشده اند از ادب به دور میدانم که وارد بشوم. واقعا آدم احساس بی شخصیتی میکرد که شاهد معاینه دیگران بخصوص خانمها باشد. این موضوع به اردبیل محدود نیست. در تهران هم، پیش متخصص قلب و عروق که رفته بودم همزمان دو مریض با هم رفتیم داخل. یکی پشت پاراوان در حال معاینه و ناله بود و من در این طرف پاراوان در حال دادن شرح حال به دستیار دکتر و معاینات اولیه... و پنجاه نفر در بیرون منتظر. همان پنجاه نفری که سهمشان از یک معاینه استاندارد نیم ساعته تنها دو سه دقیقه بود.

داستان دوم: سالها پیش در ارومیه در ناحیه سینه چپ احساس دردی شدید میکردم که به بازویم میزد. دو سه بار پیش پزشک رفتم و بدون معاینه، نوار قلبی گرفتند و گفتند چیزی نیست! عصبی است! و چند قرص پروپرانولول و ... ولی اتفاق تا مدتها سر جایش بود. در آخرین بار، قرار شد اکو و تست ورزش بشوم تا علت عارضه (!) شناسایی شود. قبل از این تستها، همکار وقت و استاد قبلی ام (آقای دکتر حسین حیات غیبی) که دامپزشک و متخصص فیزیولوژی است مرا به اتاقش برد و روی تخت دراز کشیدم و شروع کرد به معاینه قفسه سینه و فشار بر روی دنده ها و عضلات بین دنده ای و همزمان با آن کنترل کردن وضعیت عضلات صورت من از نظر بروز علایم درد و ارزیابی نقاط دردناک در برابر فشار، تنفس، تنفس طولانی، حبس تنفس و... و آخر سر با قاطعیت گفت که: قلبت سالم است و آزردگی در عضلات بین دنده ای است که نمیدانم چه فشاری روی آنها بوده. باید خودت کشف کنی! بلافاصله قضیه را فهمیدم: یک لپ تاپ قدیمی خیلی سنگین که همیشه روی دوش چپم بود عامل دردزا بود و پس از ترک این عادت، همه چیز روبراه شد. پرچم دامپزشکی بالا بود و مشکل من توسط یک دامپزشک کشف شد!

 

داستان سوم: در کلینیک دامپزشکی یکی از دوستان بودم. مردم حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه خود را برای معاینه می آوردند و دوستم تک تک حیوانات را به اسم میشناخت. ابراز احساسات متقابل بین او و سگها جالب بود. یک رابطه عاطفی واقعی وجود داشت. برای بیماران وقت کافی میگذاشت و همزمان دو سگ را به داخل اتاق معاینه نمیبرد (بر خلاف متخصص گوش و حلق و بینی و متخصص قلب و عروق در داستان اول). خوب معاینه میکرد، از چشم و بینی گرفته تا حرکات تنفسی، از رنگ مخاطات تا وضعیت ریزش موها، از گوش کردن به صداهای تنفسی تا لمس قسمتهای مختلف شکم... بعد با ادب به صاحب بیمار میگفت که تشخیص من این است و فعلا نیازی به آزمایش نیست. اگر تا فلان روز بهبودی حاصل نشد باید عکس گرفت یا کشت مدفوع داد یا.... در سایر کلینیک های دامپزشکی در همین ایران خودمان همین وضعیت جاری است و بلانسبت ممکن است کسی آرزو بکند ایکاش حیوان بود تا دامپزشک معاینه اش کند نه انسان که توسط بعضی از پزشکان بی تعهد درمان بشود!

 

داستان چهارم: در گذشته های دور که این همه امکانات آزمایشگاهی نبود پزشکان بزرگی در کشور به اتکا معاینات بالینی تشخیصهای عالمانه زیادی میدادند. آنها مسلط به دانشی به نام سمیولوژی (نشانه شناسی یا بقول قدیمیترها علم العلامات) بودند. رنگ و بوی مدفوع، رنگ و بوی ادرار، ترشحات، نوع و کیفیت و رنگ و بوی استفراغ، دقه کردن قسمتهای مختلف قفسه سینه و شکم، مشاهد مخاطات از جمله مخاطات چشم، تشخیص از دست دادن آب با الاستیسیته پوست، راه رفتن بر روی خط مستقیم و... خود دنیایی از اطلاعات را به آنها میداد و البته هنوز هم در کشورهای پیشرفته پزشکان تشخیص خود را در وحله اول با معاینه بیمار به همین روشها به دست میآورند. آزمایشگاه و عکس و... جنبه تایید تشخیص دارند. اگر بیخود و بیمورد هزینه های آزمایشگاه را بالا ببرند با بیمه ها و سازمانهای نظام پزشکی روبرو خواهند بود که از آنها بخاطر عدم تعهد شاکی خواهند شد.

 

نتیجه: دامپزشکان میهن ما باید به تعهد و اخلاق حرفه ای خودشان افتخار بکنند. آنها هنوز به پول حرام آلوده نشده اند. هنوز در برابر دردهای جامعه بی تفاوت نیستند. دامپزشکان ما در دفاع از حقوق مردم، پاسداری از محیط زیست، رفتار آکادمیک و بینش علمی، مشارکت در حرکتهای اجتماعی و سیاسی و هر آنچه که زیبنده دانشمندان است از بسیاری از اقشار دیگر پیشگامتر هستند. به همین خاطر، در دل مردمی که آنها را میشناسند و طرف حسابشان هستند جای خاص خودشان را دارند... پس:

 

چهاردهم مهرماه، روز دامپزشک، بر دامپزشکانی که منادی مهربانی هستند خجسته باد.

شنبه 14 مهر 1397 | نظرات()
مطالب گذشته

نفهمیدن بهتر از کج فهمیدن است! نوشته: گودرز صادقی
امان از این روزها! شعر نو. سروده گودرز صادقی
مردان خدا و واسطه های خیر را دریابیم! نوشته گودرز صادقی
کاهش وزن بدون دارو، بدون دمنوش، بدون ورزش، بدون رژیم غذایی
سندرم (نشانگان) خود علی پنداری - نوشته گودرز صادقی
بیمه های بین المللی ویژه دانشگاهیان عازم خارج
شبهه ها و شیطنت ها - نوشته گودرز صادقی
پرچم دامپزشک ها از پرچم پزشک ها بالاتر است! نوشته: گودرز صادقی
دامپروری در خدمت استکبار جهانی - نوشته: گودرز صادقی
گلستان سعدی: بهترین هدیه ای که امسال گرفته ام ==== نوشته: گودرز صادقی
خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی
پفیوزی به نام "علص" - نوشته گودرز صادقی
مردان فاسد - زنان فاسد ، نوشته: گودرز صادقی
به یاد دکتر مجید خدابخش، استاندار راستگو و تمام وقت اردبیل - نوشته گودرز صادقی
ما ایرانی های دلال – نوشته گودرز صادقی
شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی
هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری
آگهی بازرگانی: دوره یک ساله آمادگی دانشگاه و زبان انگلیسی در هلند
درگذشت یکی از بهترین دوستان
زن برنارد و شوهر گلنار - نوشته گودرز صادقی

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرز صادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

آرشیو ماهانه
آبان 1397
مهر 1397
شهریور 1397
مرداد 1397
تیر 1397
خرداد 1397
دی 1392
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
 
نظر سنجی
+ تو کیستی؟
-
-
-
-
-
 
پیوندهای روزانه
فقط عکس طبیعت
تحصیل در دانشگاه نلسون ماندلا
یکسال تحصیل در هلند = اجازه اقامت
کلمات فارسی در زبان انگلیسی
مخزن المعارف و اللطائف
اسلام در افسانه های مردم ایغور

همه پیوندهای روزانه
 
تبلیغات

 

 

 

 
پرچم,دامپزشک,پرچم,پزشک,بالاتر,نوشته,گودرز,صادقی,