Prof. Dr. Goudarz Sadeghi-Hashjin       E-Mail: info@gsadeghi.ir      Communications: PO Box 173, Tehran 14195, Iran      Phone: +98 (21) 440 30 410      Fax: +98 (21) 89 773 779  
   
به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی خوش آمدید                                                                                                                                                                             امروز 
منوی اصلی
 
 
مجموعه داستانک های زنان ویرانگر - داستانک 1: یک زن، پنج مرد، پنج سکه بهار آزادی

مجموعه داستانک های زنان ویرانگر - داستانک 1: یک زن، پنج مرد، پنج سکه بهار آزادی

نوشته: گودرز صادقی

توجه: در قالب این داستانک ها، قصد دارم قصه هایی واقعی از زنان هم وطن ستمگری را که زندگی ها را متلاشی کرده اند بیان کنم. حمایت از زنان یک اقدام روشنفکرانه و مترقی است ولی احساس میکنم گاهی حمایت از مردها نیز یک وظیفه است. در دوران شکوفایی فمینیسم، حمایت از مردها خود شجاعت میخواهد چرا که حرکتی بر خلاف دگم ها و تابوهای رایج است... ولی من این کار را میکنم!

ماجرا: ماهها بود ندیده بودمش و از این که با بی مسئولیتی کارهای پایان نامه اش را رها کرده و مرا که استاد راهنمایش بودم بی خبر گذاشته بود شدیدا از او دلگیر بودم. پسر خوبی بود و این بی مبالاتی از او بعید به نظر میرسید. وقتی که دیدمش لحظاتی طول کشید تا او را به جا بیاورم. تا حدودی شکسته و کمی لاغرتر شده بود و شور و شوق سابق را نداشت.

طبیعتا اولین سوالم این بود که کجا بودی؟ چرا خبری از تو نبود؟ کار پایان نامه ات را چرا رها کردی؟... که بغض امانش نداد و با معذرتخواهی اتفاقی را که برایش افتاده بود توضیح داد. گفت که با دختر مورد علاقه اش (که میدانستم قبلا عقد کرده بود) عروسی کرده و تنها یک هفته پس از عروسی در حالی که ظاهرا هیچ مشکل خاصی نداشته اند و در همان ابتدای زندگی عروس خانم مهریه اش را مطالبه کرده است. پسر با تعجب از همسرش پرسیده: مشکل خاصی هست؟ مگر میخواهی از من جدا بشوی؟ ما که دعوایی با هم نداریم! هنوز یک هفته نیست که به خانه مشترکمان آمده ایم!

عروس خانم رو به همسرش کرده و گفته بود: مگر قرار است مشکلی وجود داشته باشد؟ من و تو با عشق و علاقه ازدواج کرده ایم ولی مهریه حق زن است و عندالمطالبه! من نیاز دارم که مهریه ام را بگیرم و برای آینده ام برنامه ریزی کنم! بهرحال، از داماد اصرار و از عروس انکار... و بعد دادگاه و شکایت و به اجرا گذاشتن مهریه و...

داماد در همان ماه های اول پس از عروسی بازداشت میشود و مدتی را در زندان میگذراند و اعسار میدهد و نهایتا قرار میشود مهریه همسرش را به صورت اقساطی (ماهی یک سکه) به او بدهد. در آن زمان سکه ارزانتر بود (زیر یک میلیون تومان). جالب اینکه پس از اینکه مهریه تقسیط میشود عروس خانم ابراز تمایل میکند که به زندگی مشترک ادامه بدهد! و البته داماد زخم خورده و دل شکسته به او میگوید که حاضر نیست با زن پول پرست و ستمگر و بی ملاحظه ای مثل او در زیر یک سقف نفس بکشد و طلاقش را میدهد و از شر او رها میشود.

به دانشجو گفتم: با ماهی یک سکه میخواهد چکار بکند؟ تو یک جوان مستعد هستی و میدانم که آینده درخشانی داری. گفت: استاد! این زنی که من میشناسم در طول چند سال آتی سه چهار مرد دیگر را هم مثل من تور میکند و طلاقش را میگیرد. اگر از 5 مرد ماهانه 5 سکه بگیرد آینده اش تامین است دیگر!

گفتم: من واقعا نمیدانم داستان شما از چه قرار بوده ولی این که یک زن در همان هفته اول زندگی مشترک این رفتار را بکند طبیعی نیست. اولا شکر کن که از دست چنین آدمی رها شده ای و دوم این که آینده از آن توست، تا حالا کسی از پول خودفروشی به جایی نرسیده و او هم نخواهد رسید. تمام
نظر سنجی
+ کدامیک را بیشتر از همه دوست دارید؟
-
-
-
-
-
-
-
 
  
پیوندها
 دانشگاه تهران
 دانشگاه اوترخت هلند
مجموعه,داستانک,های,زنان,ویرانگر,داستانک,1,زن،,پنج,مرد،,پنج,سکه,بهار,آزادی,
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic