به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی هشجین خوش آمدید      امروز 
آرشیو موضوعی
 
پیوندها
خط خطی ها
دکتر کیمیا ملکی
پرتال جامع موبایل
دکتر کاظم کوهی
انجمن وبلاگ نویسان اردبیل
اسامی و ساختمان داروها
بهمن نامه
مؤسسه رؤیای دانش
دانشگاه تهران
دانشگاه ارومیه
دانشگاه اوترخت هلند
برادرم - وحید صادقی
خواهرم - فاطمه صادقی
خواهرم - زهرا صادقی
هیاهوی خاموش
 
امكانات
 
بیژنگ غفاری: نه یک دوست، بلکه یک الگو
موضوع مطلب : دوستان  ،
   نمیدانم این بیژنگ غفاری است یا بایزید بسطامی، یا خواجه عبدالله انصاری، یا حافظ شیرازی... چه فرقی میکند وقتی که ذات آدمی به عالمی از عرفان و شعر و ادب بسته باشد که او را چه نام نهند؟ رسم ادب شاید حکم کند او را نه بیژنگ بلکه جناب آقای غفاری بنامم چرا که چند سالی در سن و دهها سالی در عقل پیشتر است، ولی چه میتوان کرد آنگاه که جوانتر مینماید این بنده مخصوص حضرت حق؟ حتی موهایش که جوگندمی تر میشود از سن و سال ظاهرش میکاهد و این شک و تردید را برمی انگیزد که مبادا موهایش را مش کرده باشد؟!

خدایش رحمت کند شادروان حاج ذبیح الله غفاری را که اینهمه فرزند صالح برجای نهاد و پیش از آنکه دیگران بر آنها انگی نهند خود انگی بر آنها چسباند... باور ندارید؟ ببینید: ارژنگ، بیژنگ، فرهنگ، اورنگ، کارنگ و سرانجام.... شهید نیکو خصال زیباروی از دست رفته مان... سارنگ (که یادش اشک از چشمانم جاری میسازد و آخرین روزهایش مو بر اندامم راست میکند). آخرین فرزند ذکور این شجره مبارک را "محمد" نام نهادند تا ختمی بر این انگها باشد و بدانند که مردی و مردانگی و دیانت نه به نام است و نه به ادعا. بگذارید فیلم سازان جبهه ندیده ما همه شهدا را حاجی و مهدی و محسن و رضا و امثال آن بنامند گویی که در این دیار نه سارنگی رزمیده است و نه جمشیدی! حاج ذبیح الله به تعبیری از قدیمیترین معلمین هشجین بود که با یاری همسر وفادار و صبور و دین باورش اینهمه غنچه های دینداری و آینه های صفا و معنویت را برایمان پروراند.

دور نمانم از آنچه باید گفت: بیژنگ یکی از شاخصترین مبارزان سیاسی منطقه ما بود که در ابتدای جوانی طعم روشنفکری را چشید و پاداشش را از رژیم شاه دریافت کرد: اخراج از دانشگاه تبریز و اعزام به سربازی... یادم میآید که آن موقع به دلیل القائات رژیم توده عامی دانشجویان مبارز را خرابکار مینامیدند، ولی بیژنگ شناخته شده تر از آن بود که چنین نامی بر او نهند. با اینحال، شرط احتیاط حکم میکرد که حتی بستگانش از او دوری گزینند و آن پدر مهربان که سرآمد همه پدران هشجینی در مهرورزی بود یک تنه لحظه های تنهائی او را پر میکرد. خود بیژنگ به من گفت: همراهی پدر برای من بزرگترین پشتوانه بود و اگر او را نداشتم لحظه ها بر من تحمل ناپذیر میشد.

سالهای 56 و 57 که حرکت انقلاب عمومی تر شد، اوج شکوفائی بیژنگ بود که برایمان حکم قهرمان را داشت. او از مجازاتی که تحمل کرده بود درس نگرفت و تا به امروز نیز آزادگی را به هیچ بهائی واگذار نکرده است. پس از انقلاب نیز برایمان غنیمتی بود که با درایت راه میانه را به ما نشان میداد و هرگز غلیان احساساتش موجب انحراف از مسیری که برگزیده بود نشد. یادم میآید در سال 58 که سازمان مجاهدین خلق در اوج تبلیغات مذهبی خود بسر میبرد و جوانان حزب الهی هم آنها را به پاس خون رضائیها و دیگران ارج مینهادند او نخستین کسی بود که از نفاق آنها برایمان سخن گفت و باز به خاطر دارم که برادری که خود از شهدای بزرگ جنگ است به او توپید. بیژنگ سالها رخت معلمی بر تن کرد و به خاطر معلومات مکتبی و سیاسی اش از یکسو و رشته تحصیلی اش از سویی دیگر (جامعه شناسی یا جغرافیای روستائی)، که هر دو را با ملغمه از احساس شاعرانه و توانمندی ادیبانه میآمیخت، بسیار تأثیر گذار بود.

پستهای سیاسی او همچون مدیرکلی امور اجتماعی در استانداریهای بوشهر و زنجان، سرپرستی معاونت سیاسی استانداری اردبیل و مدیر کلی دفتر استانداری آذربایجان غربی هیچگاه او را به کام باندبازیهای رایج نیانداخت. نسبت به همکاران همطراز و پایینتر و نیز رده های مافوق خود با احترام برخورد میکرد و علاقه خاصی به آقای انصاری (استاندار سابق آذربایجان غربی) داشت، به طوری که بخاطر او از پستی بالاتر در استانی دیگر دست کشید و مدتها در استانداری آذربایجان غربی اشتغال داشت.

"بیژنگ غفاری هشجین" مذهبی بود و مذهبی ماند. روشنفکر بود و روشنفکر ماند. و سرانجام با رفتن خاتمی از صحنه... روشنفکر بازنشسته شد! در حالی که هنوز فورانی از اندیشه های سیاسی و احساسات مردمگرایانه اش قابلیت خدمتی فزونتر به مردم میهنش را با خود به همراه داشت. در عین این قابلیتها، روح جستجوگر و عاشق او هنوز سیالیت روح یک نوجوان با احساس را در خود دارد. در آسمان آبی عشق، او با دو بال "نداشتن" و "نخواستن" عارفانه در پرواز است. نه میتوان با "دادن" تسلیمش کرد و نه با "گرفتن" به زیرش کشید.

بیژنگ برای ما الگوست. رنجهایش را میفهمیم و ارج مینهیم.

شنبه 1 خرداد 1389 | نظرات()
مطالب گذشته

نفهمیدن بهتر از کج فهمیدن است! نوشته: گودرز صادقی
امان از این روزها! شعر نو. سروده گودرز صادقی
مردان خدا و واسطه های خیر را دریابیم! نوشته گودرز صادقی
کاهش وزن بدون دارو، بدون دمنوش، بدون ورزش، بدون رژیم غذایی
سندرم (نشانگان) خود علی پنداری - نوشته گودرز صادقی
بیمه های بین المللی ویژه دانشگاهیان عازم خارج
شبهه ها و شیطنت ها - نوشته گودرز صادقی
پرچم دامپزشک ها از پرچم پزشک ها بالاتر است! نوشته: گودرز صادقی
دامپروری در خدمت استکبار جهانی - نوشته: گودرز صادقی
گلستان سعدی: بهترین هدیه ای که امسال گرفته ام ==== نوشته: گودرز صادقی
خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی
پفیوزی به نام "علص" - نوشته گودرز صادقی
مردان فاسد - زنان فاسد ، نوشته: گودرز صادقی
به یاد دکتر مجید خدابخش، استاندار راستگو و تمام وقت اردبیل - نوشته گودرز صادقی
ما ایرانی های دلال – نوشته گودرز صادقی
شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی
هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری
آگهی بازرگانی: دوره یک ساله آمادگی دانشگاه و زبان انگلیسی در هلند
درگذشت یکی از بهترین دوستان
زن برنارد و شوهر گلنار - نوشته گودرز صادقی

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرز صادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

آرشیو ماهانه
آبان 1397
مهر 1397
شهریور 1397
مرداد 1397
تیر 1397
خرداد 1397
دی 1392
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
 
نظر سنجی
+ تو کیستی؟
-
-
-
-
-
 
پیوندهای روزانه
فقط عکس طبیعت
تحصیل در دانشگاه نلسون ماندلا
یکسال تحصیل در هلند = اجازه اقامت
کلمات فارسی در زبان انگلیسی
مخزن المعارف و اللطائف
اسلام در افسانه های مردم ایغور

همه پیوندهای روزانه
 
تبلیغات

 

 

 

 
بیژنگ,غفاری,نه,دوست،,بلکه,الگو,