دریچه ای برای گفتگو و مشارکت برای ایرانی آباد و آزاد


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:سه شنبه 27 خرداد 1399-03:46 ب.ظ

چرا باید خودمان را مجازات نکنیم؟

آدم در طول زندگی اش خطاهایی میکند که از چشم قانون و دیگران پنهان میماند و به خاطر آن ها مجازات نمیشود. تکلیف چیست؟ همه ما دیگران را قضاوت میکنیم و برایشان رای صادر میکنیم و اگر به جا باشد به محکمه میرویم و خواستار مجازات آنها میشویم ولی با خودمان کاری نداریم. خیلی که منصف باشیم، گاهی خودمان را هم قضاوت میکنیم و اگر اهل احساس و عاطفه باشیم غمگین میشویم و به عذاب وجدان می افتیم. آیا در مقابل خطاهای دیگران هم به همین بسنده میکنیم که بگوییم همینکه در درون خودشان عذاب میکشند کافی است؟

بعضی آدم ها خودکشی میکنند ولی بعید است که درصد بالایی از این موارد ناشی از عذاب وجدان یا محکوم کردن خود به اعدام باشد. بیشتر افرادی که مرتکب خودکشی میشوند میخواهند از دست مشکلات و بیماری ها و آبروریزی و نظایر آن بگریزند. شاید بعضی ها هم به دلیل اختلالات افسردگی و بیماریهای روحی و روانی چنین کاری میکند ولی آیا شنیده اید کسی از خودش یادداشتی گذاشته باشد که به خاطر این که دیگران را از زندگی ساقط کرده بوده در محکمه وجدان خودش را به اعدام محکوم کرده باشد؟ شاید هم شنیده باشید ولی بسیار اندک...

خیلی از افراد معتقدند که مجازات نشدن در طول زندگی منجر به عذاب اخروی خواهد شد و هیچ گناهی بی مجازات نخواهد ماند. باز معتقدند که مجازات شدن در این دنیا و عذاب ها و بلاهایی که وارد میشوند خود نوعی مجازات دنیوی هستند که از عذاب اخروی گناهکار خواهند کاست. اما چرا اینگونه آدم ها سعی نمیکنند خودشان را در همین سرای فانی مجازات کنند و با خاطری آسوده تر به سرای باقی بشتابند؟

آدم میتواند به جبران گناهانی که کرده است و دیگران متوجه نشده اند متناسب با شرع و قانون برای خودش مجازات تعیین کند. مثلا میتواند خودش را سالها به یک شهر دورافتاده و متروک تبعید کند. میتواند به خاطر یک جرمی که میداند مرتکب شده است وفق قانون دو سال خودش را در خانه حبس کند. به خاطر زیان مالی که به افراد یا جامعه وارد کرده است بخشی از اموال خود را مصادره کند و در اختیار موسسات خیریه قرار دهد. آدم میتواند برای ضرب و جرحی که کرده است دیه تعیین کند و در اختیار ذینفع قرار دهد. او میتواند خودش را جریمه کند. اصلا میتواند پلیس و قاضی خودش باشد... و شاید خودش را مستحق مرگ بداند و خودش را به اعدام محکوم کند.

فکر میکنم روی این بعد از رفتارها و منش انسان کار نشده است. ما یاد نگرفته ایم که در غیاب قانون خودمان را محاکمه کنیم و مجازات عادلانه برای خودمان تعیین کنیم. شاید این پیشنهاد معقول به نظر نیاید ولی آیا مشروع هم نیست؟

دلی را که شکسته ای، مالی را که به ناحق خورده ای، زندگی ای را که به گند کشیده ای، حقی را که باطل کرده ای، تبعیض و خیانت و اذیت و آزاری را که به دیگران تحمیل کرده ای میشود بدون مجازات به بوته فراموشی سپرد؟ اگر ما اینگونه کرده ایم و مجازاتش را نچشیده ایم، چه باید بکنیم؟ کسی میداند؟

البته بعضی از افراد مبتلا به سندرم خودمجازاتی (self-punishment) هستند که خود اختلالی روانشناختی محسوب میشود. من با این افراد کاری ندارم و کارم با آدمهای سالمی است که میدانند و یقین دارند که در جایی خطا کرده اند و مجازات نشده اند. آدم های با وجدان اگر خطایی کرده باشند خود متوجه میشوند، توبه میکنند و به خطای خود اعتراف میکنند ولی... آیا اعتراف کافی است؟ 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اجتماعیات 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:دوشنبه 26 خرداد 1399-04:46 ب.ظ

علیرغم همه چیز! نوشته ای از یک دردآشنا

عزیز من! شب عمیق است، اما روز از آن هم عمیق تر. غم عمیق است، اما شادی از آن هم عمیق تر.

دیروز نزدیک غروب باز دیدمت که غمزده بودی و در خود. من، هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم، چرا که میدانم هیچ چیز مثل اندوه روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد، اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم چرا که غم حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر، طاغی و سرکش!

هر قدر که به غم میدان بدهی، میدان میطلبد و باز هم بیشتر و بیشتر... هر قدر در برابرش کوتاه بیایی،‌ قد میکشد، سلطه میطلبد و له میکند... غم، عقب نمینشیند مگر آن که به عقب برانی اش. نمیگریزد مگر بگریزانی اش. آرام نمیگیرد مگر آن که بی رحمانه سرکوبش کنی... غم هرگز از تهاجم خسته نمیشود و هرگز به صلح دوستانه رضا نمیدهد.

من، مثل تو، میدانم که در جهانی اینگونه درمند، بی دردی آنکس که میتواند گلیم خود را از دریای اندوه بیرون بکشد و سبکبارانه و شادمانه بر ساحل بنشیند، یک بی دردی ددمنشانه است و بی غیرتی است، بی آبرویی است و اسباب سرافکندگی انسان. آنگونه شادمان بودن هرگز به معنای خوشبخت بودن نیست. برای دگرگون کردن جهانی چنین افسرده و غمزده و شفادادن جهانی چنین درمند، طبیعت حق ندارد بر سر بالین بیمار خویش بگرید و دقایق معدود نشاط را از سالهای طولانی حیات بگیرد.

چشم کودکان و بیماران به نگاه مادران و طبیبان است. اگر در اعماق آن، حتی لبخندی محو ببیند، نیروی بالندگی شان چندین برابر میشود. به صدای خنده خالص بچه ها گوش بسپار، و به صدای دردناک گریستنشان، تا بدانی که این، سخنی چندان پریشان نیست.

عزیز من! خانه خویش را از یاد مران. من، محتاج آن لحظه های دلنشین لبخندم. لبخندی در قلب، علیرغم همه چیز.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شاعرانه 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:یکشنبه 18 خرداد 1399-01:17 ب.ظ

فوق لیسانس کیلویی چند؟

وقتی رئیس دانشگاه محقق اردبیلی بودم، ۸۲ نفر نیروی خدماتی از طریق شرکت خدماتی در مشاغلی مانند سرایداری خوابگاه، نگهبانی، تنظیف و امثال آن به کار گرفتیم. انتقاداتی بود مبنی بر ممنوعیت این نوع به کارگیری و گاهی پارتی بازی احتمالی (و پیدا کردن رابطه فامیلی بین کارگران با مدیران و اساتید و کارکنان دانشگاه آن هم در دانشگاهی که بسیاری از اعضای هیات علمی با هم فامیل بودند یا حتی رابطه برادری و خواهری داشتند!). تا اینجای کار مشکلی نبود. مشکل وقتی از نظر من حاد شد که در جلسات استانداری دوستانی از بین مدیران و اهل قلم مرا به باد انتقاد گرفتند که با به کارگیری نیروهای لیسانس و فوق لیسانس در مشاغل خدماتی به شرف آنها توهین کرده ایم! بگذریم از این که خود آنها هم متقاضی چنین مشاغلی برای بستگانشان بودند و گاهی انتقاداتشان جنبه شخصی داشت. من طی صحبتی که داشتم گفتم: آقایان! اولا اگر شما توانمندتر هستید برای این نیروهای فرهیخته مشاغلی باب میل و تخصصشان پیدا کنید و ثانیا من نیروی دیپلمه میخواهم و شما برای من دیپلمه پیدا کنید! در هر خانه ای را که بزنید چند نفر لیسانس و فوق لیسانس و حتی دکتر بیکار در را به روی شما باز میکنند. من در این استان دیپلمه پیدا نمیکنم!

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اجتماعیات 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1399-10:36 ق.ظ

یک زندگی - میلیون ها انتخاب

زندگی یک پدیده کیفی است. میزان خوشبختی، میزان شادی، میزان موفقیت و امثال آن را نمیتوان متر کرد. همه چیز نسبی است. بالاتر از همه، خوشبختی و شادی و موفقیت و... در عین حال که نمودهای خارجی دارند تا حدود زیادی اموری باطنی هستند و به احساس خود فرد وابسته اند. چه بسا افرادی که در حالی که از بیرون قضاوتی منفی در باره آنها وجود دارد خود را بسیار خوشبخت و شاد و موفق میدانند و باز چه بسا افرادی که از بیرون خوشبخت و شاد و موفق به نظر می آیند ولی در باطن و درون خود پریشان و در هم شکسته اند. چه بسیار افرادی از دسته دوم که آرزو میکنند به جای افراد دسته اول بودند: مهم نیست دیگران چه میگویند و چه میبینند، ایکاش از درون حس خوبی داشتم و ندارم!


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اجتماعیات 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:دوشنبه 12 خرداد 1399-10:40 ق.ظ

خودکشی های محترمانه

مسئول انتظامی گزارش میدهد: در دو ماه گذشته تنها در این شهرستان (نه در کل استان) ۱۳ مورد خودکشی موفق داشتیم که ما سر صحنه حاضر شدیم. مواردی که در بیمارستان منجر به فوت شده در این آمار نیامده است... هت زده میشوم. خیلی زیاد است! خدا میداند چند مورد در بیمارستانها منجر به فوت شده است. تازه، از کجا معلوم موارد دیگری هم نبوده که به نظر مرگ در اثر چیزی جز خودکشی تلقی شده ولی واقعیت چیز دیگری بوده باشد؟
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اجتماعیات 



  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات