دریچه ای برای گفتگو و مشارکت برای ایرانی آباد و آزاد


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:جمعه 22 تیر 1397-04:21 ب.ظ

شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی

دوستی میگفت: من اعتراف معتقدین مسیحی در برابر کشیش ها را یک کار احمقانه و غیرضروری میپنداشتم ولی بعدها با خودم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اعتراف نشان دهنده وقوف فرد به خطاهای خویش است و این اولین گام برای تغییر است. ما زمانی میتوانیم خودمان را تغییر بدهیم که به اشتباهات خودمان واقف باشیم و اعتراف در حقیقت یک نوع شجاعت است.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اجتماعیات 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:جمعه 18 خرداد 1397-11:39 ب.ظ

هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری

نوشته: گودرز صادقی، ساعت 10 شب 18 خرداد 97

درست 24 ساعت قبل بود که فهمیدم دوست عزیزم شادروان دکتر عیسی ثمری دار دنیا را وداع گفته است. ترجیح میدهم به جای 24 ساعت، بگویم 86.400 ثانیه به یاد او بوده ام. حتی یک ثانیه را در هم در این مدت از دست نداده ام. شاید بگویید مگر نخوابیده ای؟ باید عرض کنم که در خواب هم با او بودم و آن طور که پسرم میگوید تا ساعت پنج صبح با داد و بیداد و هذیانهای بلند من نتوانسته است بخوابد. پس میشود گفت که در خواب هم همه ثانیه ها را به یاد او بوده ام. نمیدانم چرا؟ اصلا نمیفهمم!


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوستان 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:پنجشنبه 17 خرداد 1397-10:12 ب.ظ

درگذشت یکی از بهترین دوستان

1528448299.jpg (453×183)

دکتر عیسی ثمری –مشاور رییس دانشگاه محقق اردبیلی در امور برنامه و بودجه- به رحمت ایزدی پیوست. خبر خیلی ساده است: مرگ یک جوانی که از دو سه سال پیش به عنوان استادیار به دانشگاه محقق اردبیلی پیوست و این دانشگاه از همان ابتدا و با توجه به سوابق ارزشمند اجرایی اش در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور از توان او برای سامان دادن به بودجه و تشکیلات خود استفاده کرد. او فردی بود مودب، مومن، پیگیر و خلاصه خیلی خوب. بی ادعا و بی آلایش و هر آن چه که از خوبی سراغ داشته باشیم. من این ضایعه را به خدمت خانواده ایشان و خانواده بزرگ دانشگاه محقق اردبیلی و همکاران عزیزم در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تسلیت عرض میکنم. باشد که خداوند او را سعادت آخرت عنایت فرماید.

گودرز صادقی

استاد دانشگاه تهران



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوستان 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:پنجشنبه 17 خرداد 1397-09:46 ب.ظ

زن برنارد و شوهر گلنار - نوشته گودرز صادقی

سال ۷۱ یعنی بیست و شش سال پیش برای تحصیل دکترا عازم هلند شدم. فضای اجتماعی و فرهنگی کشور با آنچه در ایران تجربه کرده بودم بسیار متفاوت بود و البته ضرب المثلها و شوخیها و تکیه کلامها همه و همه برایم تازگی داشت و گاهی هم عجیب بود.

دو سه بار از استاد راهنمایم شنیده بودم که به دیگران میگفت: زن فلانی هم شلوار میپوشد! یک بار جرات کردم و از ایشان پرسیدم: این چه حرفی است که میزنید؟ منظورتان را متوجه نمیشوم. خب همه زنها شلوار میپوشند ولی شما چرا در مورد فرد یا افراد خاصی اینطور میگویید؟

ایشان گفت: این یک اصطلاح است و ما معمولا آن را در مورد زنهای بی حیا و مذکر استفاده میکنیم! ماجرا این است که در ابتدای بروز فمینیسم رادیکال، بعضی زنها ادای مردها را در میآوردند که یکی از آنها پوشیدن شلوار به جای دامن و لباسهای بلند زنانه بود. آنها فکر میکردند که برابری زن و مرد یعنی اینکه زن کار و زندگی و رفتارش مثل مردها باشد!

در مواردی هم از مردهای هلندی میشنیدم که میگفتند: خوش به حال شما مردهای شرقی... زنهای شما مونث هستند! به نظر میآمد که از زمختی و ادا و اصول مردانه ای که بیشتر زنهای غربی داشتند خوششان نمی آمد و آنها را زن زندگی نمیدانستند.

متاسفانه این روحیه دامنگیر کشورهای شرقی از جمله کشور ما هم شده است. تغییرات در فرهنگ عامه و شیوه معیشت به تدریج مردانگی را از مردها و زنانگی را از زنها میگیرد. مردهایی که به دنبال شانه ای برای گریه کردن میگردند و زنهایی که یک تنه بار هزینه های زندگی را بر دوش میکشند از چه نوع بیولوژی رفتاری تبعیت میکنند؟ مردهایی که از ترس همسرشان جرات خرید کادو برای مادرشان را ندارند و زنهایی که با تحکم شخصیت همسرشان را نابود میکنند به درد چه نوع زندگی مشترکی هستند؟ در هر حال، این الگوهای ناهنجار زندگی شاید به آنجا ختم بشود که روزی در اینجا بگویند: شوهر گلنار خانم دامن میپوشد!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اجتماعیات 
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:چهارشنبه 16 خرداد 1397-06:12 ب.ظ

پیامی از یک دوست

خیلی جالب بود این نامه برایم. پیامی از طریق ایمیل و مرا به فکر فرو برد و حیفم آمد از آن استفاده نکنم. مجید و من از سال 62 دوست هستیم یعنی از 35 سال پیش وقتی که هر دو وارد دانشگاه ارومیه شدیم و دامپزشکی خواندیم. حالا من در همین جای ثابت خودم، ایران، هستم و او در آن طرف دنیا... در امریکا

 

گودرز جان سلام،

سال نو مبارک... هر چند که قدری دیر و با تاخیر. دسترسی به تو در فضای مجازی کمی مشکل شده. ولی امیدوارم این ایمیل تو را جایی از این کره خاکی پیدا کند و امیدوارم که تو را امیدوار پیدا کند، به اینکه روزهای خوب فرا می‌رسند و زمستان می‌گذرد. فکر کنم تا اینجای کار زمستان زیاد دیده‌ایم و هیچکدام دوام زیاد نداشته‌اند. بگذار به یاد بیاوریم که روزگار حکایت چهار فصل است. بخواهیم یا نخواهیم پاییز و زمستان دارد، همچنانکه بهار و تابستان. کمی پلک روی هم بگذاریم و چند نفس عمیق بکشیم‌ زمستان به سر آمده است.

داشتم پست‌های دنیای صادق را می‌خواندم. از دیدن یک طومار پشتیبانی که نمی‌دانم برای چیست دلم گرفت. طبق معمول به روزهای دانشجویی برگشتم و اینکه چقدر دنیایمان کوچک و صمیمی و بدون شیله پیله بود. نگرانی‌هایمان خل‌بازیهای مسئول انجمن اسلامی بود و ساعتهایمان در آن اطاق انتشارات در ساختمان چوبی به خنده و شوخی می‌گذشت. چه روزهای خوبی. برایت در سال جدید روزهایی به همان خوبی آرزو دارم. بدور از پیچیدگی‌های روزمره. صاف و ساده. بدون وامداری به هیچکس و هیچ چیز.

همیشه موفقیت و شادابی‌ات را آرزو دارم.

رفیق همیشگی‌ات، مجید 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دوستان 



  • تعداد صفحات :17
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic