تبلیغات
گودرز صادقی (Goudarz Sadeghi)
     
   
به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی هشجین خوش آمدید      امروز 
آرشیو موضوعی
 
پیوندها
خط خطی ها
دکتر کیمیا ملکی
پرتال جامع موبایل
دکتر کاظم کوهی
انجمن وبلاگ نویسان اردبیل
اسامی و ساختمان داروها
بهمن نامه
مؤسسه رؤیای دانش
دانشگاه تهران
دانشگاه ارومیه
دانشگاه اوترخت هلند
برادرم - وحید صادقی
خواهرم - فاطمه صادقی
خواهرم - زهرا صادقی
هیاهوی خاموش
 
امكانات
 
دامپروری در خدمت استکبار جهانی - نوشته: گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ، عالمانه  ،
هر وقت صحبت از منابع درآمد در جهان میشود، ذهن ما به سوی تجارت اسلحه، نفت و مواد پتروشیمی، توریسم، مواد شیمیایی و دارو، تجهیزات و قطعات الکترونیکی، نرم افزار و سخت افزار کامپیوتری و موبایل و... متوجه میشود. خیلی از مسئولین هم انگار که دیگر نیازی به گندم و کفش و لباس و گوشت و... در تجارت نیست، جوانها را به کار و کارآفرینی در زمینه فناوری اطلاعات و صنایع دانش بنیان تشویق میکنند. با همین رویکرد، روزی نیست که بخشی از صنعت و تجارت و کشاورزی ما رو به زوال نگذارد.
شنبه 17 شهریور 1397 | نظرات()
گلستان سعدی: بهترین هدیه ای که امسال گرفته ام ==== نوشته: گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
وقتی یکی از دوستان کتاب گلستان سعدی را من هدیه میداد، اصلا فکرش را هم نمیکرد که از نظر من بهترین هدیه ای باشد که امسال از کسی گرفته ام. این کتاب را خیلی ها در خانه هایشان دارند و شاید خیلی از قسمتهایش را هم خوانده اند، ولی کتابی است که به بارها خواندنش می ارزد. کهنه نمیشود و علیرغم کهنگی بعضی از کلمات و اصطلاحاتش، انگار در مورد همین امروز صحبت میکند. وقتی آن را میخوانی، میفهمی که صدها سال پیش هم روزگار به همین منوال بوده که بوده... این که میگویند آدمها بدتر شده اند، نامردی افزایش پیدا کرده، متمولین از یاد فقرا بیگانه شده اند و... میبینی که نه... اوضاع در روزگار سعدی هم به همین ترتیب بوده است. بعضی از حکایتهایش را بارها خوانده بودم ولی هر بار تازگی داشته است چرا که اتفاقات تازه تری افتاده اند که هر کدام یکی از آن حکایتها را تداعی میکند. وقتی دوباره میخوانی اش، میفهمی که تربیت یک اتفاق مقطعی نیست بلکه امری است که هر روز و هر ساعت نیازمند آن هستیم و اگر به کناری بگذاریم، از خوی و خصلت انسانی دور میشویم.
سه شنبه 13 شهریور 1397 | نظرات()
خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی
موضوع مطلب : عبرت ها  ، اجتماعیات  ،

وقتی تلویزیون صحنه بردن صدام حسین به پای چوبه دار را نشان داد، علیرغم همه کینه های فروخفته ای که از او بخاطر جنایاتش داشتم، دلم بدجوری به حالش سوخت. طنابی بر دور گردن داشت که بیش از حد مورد نیاز ضخیم بود. اصلا نفهمیدم چه ضرورتی به آن طناب به آن کلفتی وجود داشت. قطره اشکی بر چشمهایم جاری شد و با خودم فکر کردم: او میتوانست مرد خوبی باشد، با ملتش مهربانی کند، با مخالفینش سر میز مذاکره بنشیند. میتوانست پنجره ها را باز کند تا هوای تازه ای روح ملت خسته عراق را نوازش دهد... ولی نکرد... ای کاش... ای کاش، مادرش هرگز او را نزاده بود! در هنگام مجازات، آدمها هر چه زورگوتر و قویتر بوده باشند، قابل ترحم تر هستند.

دوشنبه 12 شهریور 1397 | نظرات()
پفیوزی به نام "علص" - نوشته گودرز صادقی
موضوع مطلب : عبرت ها  ، اجتماعیات  ، طنز  ،
زمانی که در اوایل دهه هشتاد ریاست دانشگاه ارومیه را به عهده داشتم، یک دانشجوی به تمام معنا پفیوزی داشتیم به نام "علص" (حالا چه فرقی میکند؟ معمولا پفیوزها را نمیشود با اسم کامل نام برد). این آدم به تمام معنا یک پفیوز و چاخان بود که نظیرش را فقط در داستانهای طنز میشود پیدا کرد.

"علص" خیلی حزب الهی بود به نحوی که ماها را کافر حساب میکرد و در مقابل انجمن اسلامی دانشجویان، جامعه اسلامی را راه انداخته بود. سن و سالی نداشت که اهل جبهه و جنگ باشد، ولی معلولیت مادرزادی در اندامهای فوقانی اش کافی بود تا در تهران آیت الله جنتی را هم گول بزند و به او به چشم یک جانباز و نیروی دلسوخته (!) نظام مقدس نگاه کند. این آدم هر کاری میکرد الا درس خواندن، به نحوی که در 6 ترم درس خواندنش 7 ترمش را مشروط شده بود!  هر وقت هم که میخواستیم از دانشگاه اخراجش کنیم، از این طرف و آن طرف توصیه ها شروع میشد.

"علص" در دانشگاه و محیط بیرون یک راست افراطی بود ولی گزارشها حاکی از آن بود که در زندگی شخصی اش یک لیبرال واقعی است که یکی از علامتهای آن داشتن یک سگ کوچولو در آپارتمان و کارهای دیگرش بود. یک بار از من وقت گرفت که در مورد وضعیتش به صورت خصوصی (!) صحبت بکند. من از معاون آموزشی ام (دکتر آین) خواستم من و "علص" را در این دیدار همراهی بکند. وقتی علص اعتراض کرد به او گفتم: "علص" جان! شما معروف به دروغگویی و ایراد اتهام هستید. ترسیدم کسی نباشد بعدا چیزهایی را به من نسبت بدهی. به همین خاطر خواستم این همکار حاضر و ناظر باشد که بعدا کمتر چاخان بکنی. ضمن صحبتهایش، به من گفت: آقا محسن گفتند که این مشکل باید حل بشه! گفتم: کدام محسن؟ گفت: محسن هاشمی رفسنجانی دیگه!!! به او گفتم: محسن که سهله، ابوی ایشان (هنوز شادروان نشده بودند) هم بفرمایند تو یکی در دانشگاه من جایی نخواهی داشت.

القصه... چاره ای جز اخراج "علص" نداشتیم و این کار را کردیم تا این که احمدی نژاد شد رییس جمهور و نان امثال "علص" هم شد داخل روغن! خبر ندارم که بعدها چه شد ولی گویا بعد از من به علت دلسوختگی شدید نامبرده، مجددا با وجود اخراج قطعی آموزشی به دانشگاه برگشت و شاید هم لیسانسش را گرفت و شاید هم نگرفت...

حالا دلیل این افشاگری چیست؟ در سنوات اخیر "علص" مورد وثوق بنگاه سخن پراکنی بی بی سی شده است و در مصاحبه های تخصصی به عنوان کارشناس مسائل اقتصادی و اجتماعی ایران شرکت میکند. این آدم بی سواد، ریش و پشمش را هم تراشیده و به جای لباسهای "جنتی پسند"، کت و شلوار میپوشد و برای خودش دبدبه و کبکبه ای دارد. با دیدن این آدم، فکر میکنم نگاه کردن به تلویزیون بی بی سی یعنی خواندن کتاب چاخان عزیز نسین. واقعا و بدون شوخی، اگر همه کارشناسان بی بی سی مثل "علص" ما باشند وای به حال انگلستان و ملکه و بی بی سی و... مگر این که راست باشد که بی بی سی حقوق بگیر بعضی از حاج آقاهای ما باشد. آینده نشان خواهد داد که امثال "علص" نفوذی نظام مقدس در انگلستان بودند، یا نفوذی انگلستان در نظام مقدس، یا هر دو!

لطفا فکر نکنید که علص همین فردی است که در لینک زیر از او یاد شده است!
https://www.khabaronline.ir/detail/427234/provinces/Azarbayjangharbi
پنجشنبه 8 شهریور 1397 | نظرات()
مردان فاسد - زنان فاسد ، نوشته: گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،

چند سال پیش که برای تحصیلات در خارج از کشور مشاوره میدادم یک خانم پزشک برای گرفتن تخصص در خارج به من مراجعه کرد. سن و سالی از او گذشته بود ولی توسط مادر مقتدرش همراهی میشد. در حال پرسیدن اطلاعاتی در مورد وضعیت درآمد و خانوادگی و... بودم که نوبت تاهل رسید. پرسیدم: خانم دکتر شما ازدواج کرده اید؟

ناگهان مادرش با یک حالت تهاجمی (و شیرزنانه!) به جای او جواب داد: برای چه باید ازدواج بکند؟ با چه کسی ازدواج بکند؟ در این مملکت یک مرد سالم پیدا میشود؟ همه مردها فاسد هستند!

پاسخ دادم: خانم! قصد اسائه ادب نداشتم. از روی کنجکاوی هم نپرسیدم. اینجا هم محلی برای خواستگاری برای همکاران جوانتر نیست که اگر دیدم مجرد هستند برایشان همسر پیدا کنیم! فقط خواستم ببینم که همسر و فرزند دارند یا نه تا در مورد شانس گرفتن ویزا و اقامت صحبت بکنم...

بعد ادامه دادم: خداوند همه جانوران را جفت خلق کرده و در مورد آدمهای فاسد هم وضع به همین منوال است. برای ارتکاب فساد (از آن نوعی که مد نظر شماست)، وجود حداقل دو نفر الزامی است، یک مرد فاسد همراه با یک زن فاسد! مرد که به تنهایی نمیتواند از آن نوع فسادها مرتکب بشود. در مقابل هر مرد فاسدی، یک زن فاسد نیز وجود دارد!

از مادر پرسیدم: همسر شما هم فاسد است؟ از این سوال ناراحت شد ولی تا آخر قضیه را خواند. خیلی از ماها مبتلا به این مرض هستیم که همه را فاسد و خودمان را صالح میدانیم.

واقعیت این است که اعتقاد جنسیتی در مورد فساد و درستکاری آدمها یک امر بیهوده است. ما توسط پدران و مادران واحد، سیستم آموزشی واحد، صدا و سیمای واحد، سازمانهای فرهنگی واحد، شیوه معیشت و زندگی واحد تربیت میشویم. این که فکر کنیم مردها فاسد هستند و زنها سالم، یا بالعکس، تصور کودکانه ای است. جامعه فاسد را مردان و زنان فاسد و جامعه سالم را مردان و زنان سالم میسازند. بنابراین، بکوشیم منصفانه سخن بگوییم و از فرافکنی و خود معصوم پنداری بپرهیزیم.
دوشنبه 5 شهریور 1397 | نظرات()
تعداد صفحات : 8 ‌
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | ... | ]
مطالب گذشته

دامپروری در خدمت استکبار جهانی - نوشته: گودرز صادقی
گلستان سعدی: بهترین هدیه ای که امسال گرفته ام ==== نوشته: گودرز صادقی
خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی
پفیوزی به نام "علص" - نوشته گودرز صادقی
مردان فاسد - زنان فاسد ، نوشته: گودرز صادقی
به یاد دکتر مجید خدابخش، استاندار راستگو و تمام وقت اردبیل - نوشته گودرز صادقی
ما ایرانی های دلال – نوشته گودرز صادقی
شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی
هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری
آگهی بازرگانی: دوره یک ساله آمادگی دانشگاه و زبان انگلیسی در هلند
درگذشت یکی از بهترین دوستان
زن برنارد و شوهر گلنار - نوشته گودرز صادقی
پیامی از یک دوست
بد دردی است تنهایی در پیری - نوشته گودرز صادقی
جایگاه ویژه احترام در مثلث پایداری رابطه - نوشته گودرز صادقی
یک تابلو به یاد ماندنی
سخنان کوتاه از گودرز صادقی - بخش اول
بازگشت دوباره به وبلاگ نویسی
مصاحبه منتشر نشده: جامعه ای که در آن دانشمندان شجاعت ابراز عقیده نداشته باشند محکوم به نابودی است.
تو را سوگند به روزهای با هم بودن

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرز صادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

آرشیو ماهانه
شهریور 1397
مرداد 1397
تیر 1397
خرداد 1397
دی 1392
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
 
نظر سنجی
+ تو کیستی؟
-
-
-
-
-
 
پیوندهای روزانه
فقط عکس طبیعت
تحصیل در دانشگاه نلسون ماندلا
یکسال تحصیل در هلند = اجازه اقامت
کلمات فارسی در زبان انگلیسی
مخزن المعارف و اللطائف
اسلام در افسانه های مردم ایغور

همه پیوندهای روزانه
 
تبلیغات