تبلیغات
گودرز صادقی (Goudarz Sadeghi)
     
   
به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی هشجین خوش آمدید      امروز 
آرشیو موضوعی
 
پیوندها
خط خطی ها
دکتر کیمیا ملکی
پرتال جامع موبایل
دکتر کاظم کوهی
انجمن وبلاگ نویسان اردبیل
اسامی و ساختمان داروها
بهمن نامه
مؤسسه رؤیای دانش
دانشگاه تهران
دانشگاه ارومیه
دانشگاه اوترخت هلند
برادرم - وحید صادقی
خواهرم - فاطمه صادقی
خواهرم - زهرا صادقی
هیاهوی خاموش
 
امكانات
 
ما مردان فلک زده ایرانی - نوشته گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
ما مردهای ایرانی حتی یک نفر سیمین بهبهانی نداریم که برایمان آه و ناله شاعرانه سر بدهد و برای هر رفتار ناهنجارمان یک دلیل موجه و دندان شکن دربیاورد.

ما وقتی موهایمان را شانه نزنیم نشانه شلختگی ماست. اگر ناخنهایمان را کوتاه نکنیم معلوم است که بیعرضه ایم. دیر خوابیدنمان معنای خاصی ندارد. اگر زیاد در فضای مجازی هستیم لابد دیوانه ایم. اگر شعر بگوییم هپروتی هستیم. اگر از خانه بیرون بزنیم صد در صد خانواده دوست نیستیم...

ما سرمان درد نمیکند. تهوع نداریم. فشارمان پایین نمی افتد. افسردگی سرمان نمیشود. به جراحی زیبایی نیازی نداریم...

ما هر کدام فقط چند رگ بسته در عروق کرونرمان داریم. یک بار دهانمان را باز میکنیم و میبندیم و جان به جان آفرین تسلیم میکنیم...

ما مردهای ایرانی یک دهه کمتر از زنها زنده میمانیم و ما... سیمین بهبهانی نداریم...

انا لله و انا الیه راجعون

پنجشنبه 8 آذر 1397 | نظرات()
نفهمیدن بهتر از کج فهمیدن است! نوشته: گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
دوستی داشتم که در زمینه مسائل اجتماعی قلم میزد، خیلی سنگین و پرمحتوا. مشکل من این بود که تقریبا چیزی از نوشته هایش متوجه نمیشدم، نه این که تک تک کلمات یا جملاتش را نفهمم، بلکه منظورش را نمیفهمیدم. این نفهمیدن را حمل بر دانش کم خودم در مسائل اجتماعی میکردم و حسرت میخوردم که چرا در این زمینه کم مطالعه کرده ام. اتفاقا از دوستان دیگر هم که میپرسیدم میگفتند چیزی متوجه نمیشوند.

یک مشکل دیگری هم بین ما حادث شد و آن این بود که هر گاه من مطلبی مینوشتم او صد و هشتاد درجه متفاوت برداشت میکرد و گاهی به من حمله ور میشد و مرا متهم به راست روی یا چپ روی میکرد. خیلی به زحمت می افتادم تا متوجهش کنم که منظور من آن چیزی نیست که او برداشت کرده است و آخر سر با نگاه تاسف آمیزی مرا به بهتر نوشتن دعوت میکرد... بهرحال چاره ای نبود، همانگونه که او با نفهمی من کنار آمده بود من هم مجبور بودم با کج فهمی او کنار بیایم. مزیت من بر او این بود که هیچ کس نمیفهمید او چه میگوید ولی آنچه را که من میگفتم دیگران درست میفهمیدند الا او که کج میفهمید!

سوای این نقص دو طرفه، وقتی خودم را با او مقایسه میکردم احساس میکردم وضعیت او از من وخیمتر است! اگر به عنوان یک بیماری روانی هم فرض کنیم، نفهمیدن را میشود با دارودرمانی برطرف کرد ولی کج فهمیدن احتمالا نیازمند بستری شدن و شوک درمانی است! در نفهمیدن ممکن است آدم نفهم هم مقصر باشد ولی در بیشتر موارد طرف مقابل که نمیتواند خودش را بفهماند مقصرتر است. یاد جمله ای افتادم از اینشتین که گفته است: هر وقت توانستید یک موضوع پیچیده را به مادر بزرگتان بفهمانید یعنی باسواد هستید!

به این عزیزانی که جوری مینویسند که ما نمیفهمیم سفارش میکنم قبل از اینکه با ما اعضای نسبتا فعال جامعه بعنوان مخاطب صحبت بکنند با مادر بزرگشان یک هماهنگی بفرمایند. ما هم قول میدهیم برای جلوگیری از کج فهمی این عزیزان اصلا مطلبی ننویسیم و روی اعصابشان نرویم.

والله علیم بذات الصدور
یکشنبه 20 آبان 1397 | نظرات()
مردان خدا و واسطه های خیر را دریابیم! نوشته گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
آدمی اگر نه در ناتوانی، بلکه در اوج توانایی امورش را بی کم و کاست به خدا واگذارد، میشود مرد خدا. مهربانی اش حتی کسی را که به او جفا کرده است در بر میگیرد، میبیند و خودش را میزند به ندیدن. میفهمد ولی سادگی اش خیره میکند. بی آن که بخواهد میشود محبوب قلبها.

اینطور آدمها کم نیستند،‌ شاید یکی از آنها همان پیرمرد ساده ای باشد که دیروز در صف نانوایی حقش را خورده ای. شاید همان زن پاکدامنی که در سختیهای زندگی شرافتش را با دنیا معامله نکرده است یکی از همین بندگان ویژه خداوند باشد و ما نمیدانیم.

رد پای اینجور آدمها را میتوان در هر کوی و برزنی سراغ گرفت. اینها واسطه خیرند و امیدبخش ما، تا بدانیم که انسانیت نمرده است. آنها خود نمیدانند که نظرکرده حق هستند. مومن حرفه ای نیستند و ظاهرشان از برتری و ویژه بودن آنها نشانی ندارد. آنها را باید با حس ششم کشف، و با تمام وجود پاسداری و پشتیبانی کرد. آنها دعاهایشان ختم به خیر میشود و نفرینهای بحقشان میسوزاند. با چنین آدمهایی نباید درافتاد. خدا حرف آنها را زمین نمی اندازد. دیده ام که میگویم.

شنبه 19 آبان 1397 | نظرات()
سندرم (نشانگان) خود علی پنداری - نوشته گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
در احادیث آمده است آنهایی که قرآن را تفسیر به رای میکنند جایگاهشان در آتش است. نمیدانم این موضوع در مورد کسانی که تاریخ اسلام را نیز تفسیر به رای میکنند صادق است یا نه! به نظر میرسد چون درک و تعمیم وقایع تاریخی آسانتر از تفسیر قرآن است و نیاز چندانی به تسلط بر زبان عربی و علوم قرآنی ندارد، بسیار رایجتر است. مشاهده فیلمها و سریالهای تاریخی این روزها آسانتر از هر زمان دیگری باعث عمومی شدن دانش ناقص افراد در مورد وقایع تاریخی صدر اسلام شده و کسانی که مترصد فرصتی برای تطهیر خود و تخریب حریفان و رقبای خود هستند، به آسانی آنها را به اتفاقات اطراف خود تعمیم داده، صد البته همیشه خود را در جایگاه حق و دیگران را در جایگاه باطل قرار میدهند.

حتی در ادارات کوچک و سازمانهای دولتی نه چندان مطرح، دور و بر آدمهای پرمدعا، پر از عمروعاص و شریح قاضی است! اگر فردی زیرک و دو به هم زن در آن اطراف حاضر باشد به معاویه بودن متهم میشود. ممکن است یک آبدارچی اداره رییس خودش را که سختگیر است به ابوسفیان تشبیه بکند و کسی را که درکش نمیکند ابوجهل معرفی کند. از این تشبیهات برمیآید که در مقابل این همه آدمهای ناجور باید یک آدم جوری هم باشد که لابد نشان از ائمه معصومین دارد و او کسی نیست جز همان مدعی که همگان را به دشمنان اسلام و قرآن تشبیه میکند.

من این حس حقانیت مداوم را «سندروم خود علی پنداری» مینامم که نشان از یک نوع بیماری است. نشان از توهم است و نیازمند درمان است. سندرم یاد شده موجب خودفریبی میشود و آدمی را با واقعیات و از جمله واقعیت وجودی خودش بیگانه میکند. چنین بیماری تمام محیط اطراف خود را صحنه درگیری حق و باطل میداند، صحنه ای که او در طرف حق قرار دارد و دیگران در طرف باطل. دیگرانی که نشان از معاویه و یزید و شمر و خوارج نهروان و عمروعاص و شریح قاضی و امثال ذالک دارند. جالب اینکه همین تعبیرات را دیگران ممکن است در مورد همان مدعی به کار ببرند و کسی نیست که خلاف آن را در مورد خود تصور کند.

در میان همه بیماریهای روحی و روانی موجود، «سندروم خود علی پنداری» بیماری خطرناکی است که به علت استفاده از دین و حوادث تاریخی دینی، مدعی را به جهالت مضاعف میکشاند و باعث بیگانگی او با واقعیت میشود. گویی شأن نزول دین در خودفریبی و توهمات ایدئولوژیک بعضیها خلاصه شده است. اینها با این توهمات، در مقابل دیگران بیرحمانه تر عمل میکنند و چون آنان را مصادیق کفر، شرک یا نفاق میدانند، به خود اجازه میدهند با آبرو و حیثیت آدمها بازی کنند.

از خداوند بخواهیم ما را از این بیماری مصون دارد! در تاریخ اسلام تنها یک علی وجود داشت و من و تو نه علی، بلکه عینعلی و قوچعلی و گودرز و فرزادی بیش نیستیم!
شنبه 12 آبان 1397 | نظرات()
شبهه ها و شیطنت ها - نوشته گودرز صادقی
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،
الف- شبهه ها
یکی از مبلغین دینی خوب و موجه به من گفت: «به طور مرتب به خوابگاههای دانشجویی میروم تا به شبهات دانشجویان پاسخ بدهم و بحول قوه الهی کارمان خوب پیش میرود». به او گفتم: «کار شما هیچوقت خوب پیش نمیرود چون با پیشداوری هر آنچه را که به عنوان پرسش بر زبان آنها میرود به عنوان شبهه نگاه میکنید یعنی پیشاپیش آنها را در اشتباه میبینید. شما باید برای یاد گرفتن و یاد دادن با دانشجوها حشر و نشر بکنید. درست است که آنها جوان و کم تجربه هستند ولی به حکم تغییرات نسلی و آگاهیهای جدید، آنها چیزهایی میدانند که من و شما از آنها غافلیم و شما هم به حکم تجربه و مطالعه چیزهایی میدانید که آنها نمیدانند. چرا آنها را متهم به اشتباه میکنید»؟... مبلغ عزیز قول داد که منبعد از واژه شبهه استفاده نکند.

ب- شیطنت ها
یکی از مدیران همکار من هر از گاهی از شیطنتهای بعضیها میگفت... «فلانی یا فلانیها شیطنت میکنند»... و از این دست جملات. این اصطلاح را اصلا دوست ندارم و یکی از مسئولین ارشد که بعلت فوت بهتر است از ایشان نامی نبرم در روزگاران گذشته زیاد از آن استفاده میکرد. به همکارم گفتم: «مخالفت دیگران با من و شما را نباید شیطنت نامید چون نه ما معصوم هستیم و نه آنها بدذات و گناهکار. بهتر است از واژه مخالفت استفاده کنیم. وقتی میگوییم شیطنت یعنی قالب شخصیت و کار ما حق و قالب شخصیت و کار آنها باطل است. بوی دیکتاتوری از این اصطلاح برمیآید»... مدیر عزیز قول داد که منبعد از واژه شیطنت استفاده نکند.

نتیجه گیری: نه همه حقیقت نزد ماست و نه ما حق مطلقیم. مجهولات ما بیشتر از معلومات ماست و ما به یاد گرفتن بیشتر از یاد دادن نیازمند هستیم. دیگر اینکه مخالفت دیگران با اشتباهات ما شیطنت نیست، انتقاد و مخالفت است... دیگران را درک کنیم تا آنها نیز ما را بپذیرند.
جمعه 11 آبان 1397 | نظرات()
تعداد صفحات : 9 ‌
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | ... | ]
مطالب گذشته

ما مردان فلک زده ایرانی - نوشته گودرز صادقی
فایل های مربوط به اسلایدهای درس فارماکولوژی دامپزشکی 1 - سیستم اعصاب
اصول اخلاق حرفه ای دامپزشکی
نفهمیدن بهتر از کج فهمیدن است! نوشته: گودرز صادقی
امان از این روزها! شعر نو. سروده گودرز صادقی
مردان خدا و واسطه های خیر را دریابیم! نوشته گودرز صادقی
کاهش وزن بدون دارو، بدون دمنوش، بدون ورزش، بدون رژیم غذایی
سندرم (نشانگان) خود علی پنداری - نوشته گودرز صادقی
بیمه های بین المللی ویژه دانشگاهیان عازم خارج
شبهه ها و شیطنت ها - نوشته گودرز صادقی
پرچم دامپزشک ها از پرچم پزشک ها بالاتر است! نوشته: گودرز صادقی
دامپروری در خدمت استکبار جهانی - نوشته: گودرز صادقی
گلستان سعدی: بهترین هدیه ای که امسال گرفته ام ==== نوشته: گودرز صادقی
خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی
پفیوزی به نام "علص" - نوشته گودرز صادقی
مردان فاسد - زنان فاسد ، نوشته: گودرز صادقی
به یاد دکتر مجید خدابخش، استاندار راستگو و تمام وقت اردبیل - نوشته گودرز صادقی
ما ایرانی های دلال – نوشته گودرز صادقی
شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی
هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرز صادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

آرشیو ماهانه
آذر 1397
آبان 1397
مهر 1397
شهریور 1397
مرداد 1397
تیر 1397
خرداد 1397
دی 1392
اسفند 1389
بهمن 1389
 
نظر سنجی
+ تو کیستی؟
-
-
-
-
-
 
پیوندهای روزانه
فقط عکس طبیعت
تحصیل در دانشگاه نلسون ماندلا
یکسال تحصیل در هلند = اجازه اقامت
کلمات فارسی در زبان انگلیسی
مخزن المعارف و اللطائف
اسلام در افسانه های مردم ایغور

همه پیوندهای روزانه
 
تبلیغات