تبلیغات
گودرز صادقی (Goudarz Sadeghi)
     
   
به وب سایت شخصی دکتر گودرز صادقی هشجین خوش آمدید      امروز 
آرشیو موضوعی
 
پیوندها
خط خطی ها
دکتر کیمیا ملکی
پرتال جامع موبایل
دکتر کاظم کوهی
انجمن وبلاگ نویسان اردبیل
اسامی و ساختمان داروها
بهمن نامه
مؤسسه رؤیای دانش
دانشگاه تهران
دانشگاه ارومیه
دانشگاه اوترخت هلند
برادرم - وحید صادقی
خواهرم - فاطمه صادقی
خواهرم - زهرا صادقی
هیاهوی خاموش
 
امكانات
 
سیره کارگزاران موحد - نامه امام علی (ع) به مالک اشتر نخعی، بخش دوم
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،

چرب‌زبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکی‌از دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردی‌چون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی به‌خرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنان‌منزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امان‌ماند


سه شنبه 16 تیر 1388 | نظرات()
حقوق متقابل مردم و حکومت از دیدگاه امام علی (ع)
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،

همزمان با سالروز میلاد پربرکت مولای متقیان و امیر مومنان، بازخوانی خطبه ها و وصایای آن بزرگوار، به ویژه آن بخش که دوای درد امروز ماست، نه تنها خالی از لطف نیست، که روشنگر و شفابخش است. امام علی (ع) در خطبه 216 نهج البلاغه که گویا در صفین ایراد شده، نکات مهمی از روابط متقابل مردم و رهبران جامعه اسلامی بازگو می کنند. در این خطبه آمده است:

دوشنبه 15 تیر 1388 | نظرات()
شهید بهشتی و ماجرای دستگیری همسر ابوالحسن بنی صدر
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،

 آیت‌الله العظمی موسوى ‌اردبیلى گفته اند: وقتى بنى‌صدر از ایران فرار کرد، یکى دو روز بعد همسر بنى‌صدر را با سودابه سدیفى دستگیر کردند. آقاى بهشتى غضبناک به من زنگ زدند و گفتند: آقاى موسوى اردبیلی، مى‌دانى همسر بنى‌صدر دستگیر شده؟ آن لحظه‌اى که شنیدم مى‌خواستم فرمان آزادیش را بدهم ولى چون این در اختیارات دادستان کل بود بهتر دیدم که این کار به دست شما انجام شود. گفتم: چرا آزادش کنیم؟ حالا ببینیم چه گناهى کرده. ایشان با عتاب گفتند: آقاى موسوى تو مى‌دانى که ما با همسر بنى‌صدر هیچ مشکلى نداریم و زن بنى‌صدر هیچ تخلف سیاسى مرتکب نشده است. بنابراین هر یک ثانیه‌اى که او بماند گناهش بر گردن جمهورى اسلامى ایران است. گفتم اگر او را آزاد کنیم فردا همه نهادها و گروه‌ها سندهایى مى‌آورند که مثلا مشکل داشته است. ایشان با تندى گفتند: ما قصاص قبل از جنایت بکنیم؟ پیش‌داورى بکنیم؟ به حکم تصورات خودمان به آدمى ظلم کنیم؟ با تو موافق نیستم. بعد گفتند: با وجود اینکه خلاف است و من نباید در مسئولیت شما دخالت کنم اما چون شاهد یک ظلم آشکار هستم، نمى‌توانم ساکت باشم. راساً و با اختیارات رئیس دیوان عالى کشور او را آزاد مى‌کنم. از اینکه در کار شما دخالت مى‌کنم عذر مى‌خواهم. ولى این کار را به مسئولیت خودم انجام مى‌دهم.

یکشنبه 14 تیر 1388 | نظرات()
تمام عمرم را داشتم میمردم
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،

داشتم میمردم که که کی دبیرستانم را تمام میکنم و وارد دانشگاه میشوم. بعد داشتم میمردم که کی دانشگاه را تمام میکنم و شغلی برای خودم پیدا میکنم. بعد داشتم میمردم که کی ازدواج میکنم و بچه دار میشوم. بعد داشتم میمردم که کی بچه ها بزرگ میشوند تا من دنبال کار خودم بروم. ولی بعدها داشتم میمردم که کی بازنشست میشوم. و الآن دارم میمیرم. ناگهان به یاد آوردم که در این مدت فراموش کردم زندگی بکنم.

نگذار چنین سرنوشتی نصیبت شود. قدر وضعیت کنونیت را بدان و از هر روز آن لذت ببر.

دوست پیرت

برای بدست آوردن پول، سلامت خود را و سپس برای بازیافت سلامتی خود پولمان را از دست میدهیم. طوری زندگی میکنیم که انگار هیچگاه نخواهیم مرد و طوری میمیریم که انگار هیچ وقت زندگی نکرده ایم.

پنجشنبه 7 خرداد 1388 | نظرات()
رفتارهای اجتماعی مردم ارومیه
موضوع مطلب : اجتماعیات  ،

صحنه یکم: بنازم به مهر بزرگی که کوچیده از این سرا...

زمان: بهار 1363، مکان: ارومیه - خیابان استاد برزگر - خیاطی شیک، من: 21 ساله - دانشجوی سال دوم دامپزشکی دانشگاه ارومیه - دارای یک دستگاه دوچرخه 28 - مجرد، او: 41 ساله - خیاط کت و شلوار - دارای یک دستگاه دوچرخه 28 - متأهل - دارای دو فرزند ذکور، وضعیت: در حال پروب لباس بر تن من

شرح واقعه: بسیار مؤدب، آرزومند و مبادی آداب. هر بار که مرا میبیند آرزو میکند فرزندانش نیز روزی مثل من دانشجو باشند. بیشتر از همه، دکتر سرافراز یزدی (عضو هیئت علمی دانشگاه ارومیه در آن زمان و بعدها نماینده مشهد در مجلس) را دوست دارد و دلیل آن را چهره مذهبی، شیک پوشی و تحصیلات بالا میداند. هر وقت به مغازه اش وارد میشوم سر پا میایستد و من خیلی شرمنده میشوم چرا که او جای پدر من است. عجله ای ندارد. قانع، مهربان، خانواده دوست و خوش پوش. ایکاش دو سال بعد فوت نمیکرد و گرنه بچه هایش از سر استیصال جلو مغازه دستفروشی نمیکردند... ایکاش...

چهارشنبه 19 آبان 1389 | نظرات()
تعداد صفحات : 9 ‌
[ ... | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | ]
مطالب گذشته

ما مردان فلک زده ایرانی - نوشته گودرز صادقی
فایل های مربوط به اسلایدهای درس فارماکولوژی دامپزشکی 1 - سیستم اعصاب
اصول اخلاق حرفه ای دامپزشکی
نفهمیدن بهتر از کج فهمیدن است! نوشته: گودرز صادقی
امان از این روزها! شعر نو. سروده گودرز صادقی
مردان خدا و واسطه های خیر را دریابیم! نوشته گودرز صادقی
کاهش وزن بدون دارو، بدون دمنوش، بدون ورزش، بدون رژیم غذایی
سندرم (نشانگان) خود علی پنداری - نوشته گودرز صادقی
بیمه های بین المللی ویژه دانشگاهیان عازم خارج
شبهه ها و شیطنت ها - نوشته گودرز صادقی
پرچم دامپزشک ها از پرچم پزشک ها بالاتر است! نوشته: گودرز صادقی
دامپروری در خدمت استکبار جهانی - نوشته: گودرز صادقی
گلستان سعدی: بهترین هدیه ای که امسال گرفته ام ==== نوشته: گودرز صادقی
خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی
پفیوزی به نام "علص" - نوشته گودرز صادقی
مردان فاسد - زنان فاسد ، نوشته: گودرز صادقی
به یاد دکتر مجید خدابخش، استاندار راستگو و تمام وقت اردبیل - نوشته گودرز صادقی
ما ایرانی های دلال – نوشته گودرز صادقی
شجاعت در اعتراف – نوشته گودرز صادقی
هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه به یاد دکتر عیسی ثمری

کلیه حقوق این سایت متعلق به گودرز صادقی هشجین می باشد
طراحی: www.Yaghoubi.ir
 

آرشیو ماهانه
آذر 1397
آبان 1397
مهر 1397
شهریور 1397
مرداد 1397
تیر 1397
خرداد 1397
دی 1392
اسفند 1389
بهمن 1389
 
نظر سنجی
+ تو کیستی؟
-
-
-
-
-
 
پیوندهای روزانه
فقط عکس طبیعت
تحصیل در دانشگاه نلسون ماندلا
یکسال تحصیل در هلند = اجازه اقامت
کلمات فارسی در زبان انگلیسی
مخزن المعارف و اللطائف
اسلام در افسانه های مردم ایغور

همه پیوندهای روزانه
 
تبلیغات