دریچه ای برای گفتگو و مشارکت برای ایرانی آباد و آزاد


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :گودرز صادقی
تاریخ:دوشنبه 12 شهریور 1397-08:42 ب.ظ

خاطره مجازی: من و صدام حسین در کوچه های بغداد === نوشته: گودرز صادقی

وقتی تلویزیون صحنه بردن صدام حسین به پای چوبه دار را نشان داد، علیرغم همه کینه های فروخفته ای که از او بخاطر جنایاتش داشتم، دلم بدجوری به حالش سوخت. طنابی بر دور گردن داشت که بیش از حد مورد نیاز ضخیم بود. اصلا نفهمیدم چه ضرورتی به آن طناب به آن کلفتی وجود داشت. قطره اشکی بر چشمهایم جاری شد و با خودم فکر کردم: او میتوانست مرد خوبی باشد، با ملتش مهربانی کند، با مخالفینش سر میز مذاکره بنشیند. میتوانست پنجره ها را باز کند تا هوای تازه ای روح ملت خسته عراق را نوازش دهد... ولی نکرد... ای کاش... ای کاش، مادرش هرگز او را نزاده بود! در هنگام مجازات، آدمها هر چه زورگوتر و قویتر بوده باشند، قابل ترحم تر هستند.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عبرت ها  اجتماعیات 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات